
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، خردههای کاغذ را مثل دانههای ریز برف توی هوا پخش میکند و بیآنکه منتظر رسوبشان روی زمین بماند، به کلاس پشت میکند و میرود؛ تکه کاغذها چند موزاییک را فرش کردهاند. آبمیوه را با کمک نی تا آخرین قطره مینوشد و برای اطمینان از خالی شدنش، کمر پاکت را میچلاند و پرتابش میکند، مثل بسکتبالیستی که توپ را به سمت تور میفرستد؛ پاکت کج و کوله آبمیوه کنار سطل زباله میافتد و او بیاعتنا از کنارش میگذرد. رغبت نمیکند به دستشویی برود. میگوید کثیف است و همه جا را میکروب گرفته. دست به چیزی نمیزند. با احتیاط شیرآب را با دستمال کاغذی باز میکند. کمی آب میریزد و بعد دستمالش را گوشه دیوار میاندازد؛ دستشویی با دستمال پرتاب شده او بدتر از قبل دهن کجی میکند.
راه آبخوری با پوسته شکلات و کیک بند میآید. پوست میوه روی آسفالت کهنه حیاط لک میاندازد و تکههای خوراکی در راه پلهها پخش میشود. کف کلاسها از تراشههای مداد و پوست تخمه و جامیزیها از لقمههای نیمخورده پر میشود. در یک کلام، مدرسه زبالهدانی میشود؛ چون دانشآموزان یاد نمیگیرند مدرسه خانه دوم آنهاست، همانطور که هنوز همه شهروندان نیاموختهاند شهر، خانه آنهاست.


درباره این سایت